خوان گمپر، تاجر سوئیسی، حدود ۱۳۰ سال پیش، بزرگترین اشتباه زندگیاش را مرتکب شد و افسانهای به نام بارسلونا چشم به جهان گشود؛ حدود ۳۱ سال بعد، خوان گمپر نیز به درک واصل شد اما هنوز، بلوگرانا به مسیر پرشکوهِ خود، پرقدرت ادامه میدهد. نسلها میگذرند، هواداران پیر میشوند، بازیکنان و مربیان و مدیران تغییر میکنند و این، بارسلونا است که میماند.

بجای آن مرتیکهی سوئیسی، عکسی از زندهیاد احمد محمود قرار دادیم.
در هر نسل، بارسلونا استعدادهای طلایی زیادی را در آکادمی خود، لاماسیا تربیت میکند، مخصوصاً در پست هافبک. امروز برآنیم تا ۱۰ تا از بهترین مهاجمهای آنرا خدمت مخاطبان بیرونِجعبه معرفی کنیم. البته ممکن است که همهی آنان در آکادمی لاماسیا پرورش داده نشده باشند، اما بیشک با درخشش خود نقش مهمی در تاریخ بلوگرانا ایفا کردهاند.
۱۰. رونالدینیو؛ ستارهی برزیلی
او اسطورهی برزیلی است که با لبخند همیشگیاش، دریبلهای خلاقانهاش و خلاقیتهای دریبلانهاش شناخته میشود. در سال ۲۰۲۰ رونالدینیو به همراه برادرش در پاراگوئه به دلیل استفاده از گذرنامههای جعلی بازداشت شد. او حدود ۵ ماه را در بازداشت و سپس حبس خانگی گذراند و در نهایت پس از پرداخت جریمه آزاد شد.

داداشِ رونالدینیو، رونالدینیو، آقا پلیسه
۹. رافینیا؛ شاعر فوتبال
در ابتدا وقتی مهندسژاوی با رقم 60میلیون یورو اورا به خدمت گرفت، نتوانست آنچنان که باید و شاید بدرخشد. بعضیها از ژاویهرناندز بابت امضای قرارداد با او شاکی شدند تا جایی که پای سازمان نظاممهندسی به قضیه باز شد (اینجا به شکل هوشمندانهای مزاح نمودیم)، ولیکن پس از گذشت چندفصل و ورود هانسی فلیک، رافینیا به یکی از بهترین مهرههای تیم بدل شد و حتی نقش مهمی در قهرمانی اسپانیا طی یورو ۲۰۲۴ و جامجهانی ۲۰۲۶ ایفا کرد.

رافینیا در مقدماتی جامجهانی ۲۰۲۶ با پیراهن برزیل.
۸. روماریو؛ ستاره ۱۶۷ سانتی
او یکی از بزرگترین مهاجمان تاریخ فوتبال و اسطورهی برزیل است و برخلاف نامش، رو هیچ ماریویی نیست. وی به خاطر تمامکنندگی فوقالعاده، سرعت و جایگیری بینظیرش شهرت داشت. این اسطورهی برزیلی در جام جهانی ۱۹۹۴ نقش اصلی قهرمانی برزیل را ایفا کرد و عنوان بهترین بازیکن تورنمنت را نیز به دست آورد. روماریو بین سالهای ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۵ برای بارسلونا بازی کرد و یکی از ستارههای تیم رؤیایی یوهان کرایف بود. او برادری به اسم رولوئیجی ندارد.

روماریو، اخم، جامجهانی ۱۹۹۴
۷. لوییس سوارز؛ آروارههای قدرتمند
لوئیس سوارز یکی از بهترین مهاجمان نسل خود و تاریخ فوتبال اروگوئه است که به گلزنی، هوش بالای فوتبالی و جنگندگی شهرت دارد. او بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۰ برای بارسلونا بازی کرد و همراه این تیم چهار قهرمانی لالیگا، یک لیگ قهرمانان اروپا و سه جام حذفی اسپانیا را به دست آورد. او به این معروف بود که تا دندان مسلح است. سوارز یکی از اعضای مثلث هجومی افسانهای MSN در کنار لیونل مسی و نیمار بود و با بیش از ۱۹۰ گل، سومین گلزن برتر تاریخ بارسلونا محسوب میشود.

لوییس سوارز پس از گاز گرفتن دندانهایش درد میکند، زیرا کیهلینی، مدافع ایتالیایی زیادی سفت بود.
۶. رونالدو نازاریو؛ نابغه
او با لقب R9 یا پدیده (O Fenômeno) شناخته میشود. بسیاری او را کاملترین مهاجم نسل خود میدانند. رونالدو ترکیبی کمنظیر از سرعت، قدرت بدنی، دریبل، تمامکنندگی و خونسردی مقابل دروازه بود. او میتوانست با هر دو پا گل بزند و در ضدحمله و تکبهتک تقریباً متوقفنشدنی بود. در اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل ۲۰۰۰ دچار دو مصدومیت بسیار شدید زانو شد؛ مصدومیتهایی که میتوانستند به دوران حرفهای هر بازیکنی پایان دهند. با این حال، او بازگشتی تاریخی داشت و در جام جهانی ۲۰۰۲ با زدن ۸ گل، برزیل را قهرمان جهان کرد. این بازگشت یکی از الهامبخشترین داستانهای تاریخ فوتبال محسوب میشود. دوران رونالدو نازاریو در بارسلونا فقط یک فصل (۱۹۹۶–۹۷) طول کشید، اما همان یک فصل آنقدر درخشان بود که هنوز هم از آن بهعنوان یکی از بهترین فصلهای تاریخ یک بازیکن یاد میشود.

رونالدو در جامجهانی ۲۰۰۲ و مدل مویی که به عنوان یکی از نمادهای برزیلِ طلایی آن دوران ماندگار شد.
۵. رونالدو پرتغالی؛ نماد تلاش بیوقفه
به گیرندههاتون دست نزنید. شاید از شنیدن این نام تعجب کرده باشید، و بله، حق هم دارید زیرا کریستیانو رونالدو هرگز برای باشگاه بارسلونا بازی نکرده است. با این وجود، او آنقدر بزرگ است که وقتی درباره بهترینها صحبت میکنیم، در هر شرایطی ناگزیریم تا اسم او را بیاوریم. او رکوردهای زیادی را جابهجا کرده است، از جمله بیشترین گل ملی، بیشترین گل در لیگقهرمانان، پنج توپ طلا و خیلیهای دیگر که از حوصله این مقاله خارج است. او همچنین یک گل در مراحل حذفی جامجهانی به ثمر رسانده.

رونالدو پس از اولین گلش در جامجهانی فریاد میزند:«من برگشتم!»
پرتغال در مرحله بعدی حذف شد.
۴. سهراب امجی؛ کیاومده ها؟!
وایسا وایسا وایسا؛
چییییییی!؟
ایندفعه دیگه واقعاً اشتباه شد.

او گل میزند بیشتر از علیدایی.
۴. ساموئل اتوئو؛ تک نیگای این لیست
او بین سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹ برای بارسلونا بازی کرد. اتوئو به به سرعت، قدرت بدنی و گلزنی فوقالعاده شهرت داشت. وقتمان را بیشتر با سیاهان هدر ندهیم.

ساموئل اتوئو وقتی برق ورزشگاه وسط بازی رفت.
۳. یوهان کرایف؛ پدر تیکیتاکا
مهاجم هلندی که سرنوشت بلوگرانا را برای همیشه تغییر داد. او با ابداع سبک تیکیتاکا که بعداً تحت نظر پپ گواردیولا به اوج خود رسید، دوران جدیدی را در قلب بارسلونا به راه انداخت. کرایف همچنین مهاجمی بینظیر بود؛ در زمین مسابقه آتش به راه میانداخت: آتشی که سوزانتر از آتشی بود که خوان گمپر در جهنم در آن میسوخت، و وقتی از بازی کردن دست کشید، یا بهتر است بگوییم پا کشید، آتش به سیگارش میزد و کنار زمین میایستاد، اینبار تیمش بود که زمین مسابقه را به آتش میکشید.

گفته میشود که یوهان کرایف علاقه خاصی به چُرت زدن داشت، مثلاً بین دو نیمه.
من هم همینطور.
۲. لیونل مسی؛ اعجوبه آرژانتینی
میدانم که منتظر این اسم بودید. بله، در سال ۲۰۰۰ وقتی بارسلونا با لیونل مسی بر روی دستمال کاغذی قرارداد نوشت، آغاز همکاریای افسانهای را رقم زد. او بهترین گلزن تاریخ باشگاه است و بلوگرانا با او بهترین دوران تاریخ خود را تجربه کرده است. مسی پس از آنکه به کمک همتیمیهایش و جیانی اینفانتینو در تیم ملی آرژانتین، جامجهانی ۲۰۲۲ را بالای سر برد، نام خود را بیش از پیش در تاریخ فوتبال جاودانه کرد. او اولین گلش را در سال ۲۰۰۵ با پاس گل رونالدینیو به ثمر رساند و وارث شماره ۱۰ او در این تیم شد. در سال ۲۰۱۳ لیونلمسی و پدرش به فرار مالیاتی در اسپانیا متهم شدند. دادگاه در سال ۲۰۱۶ مسی را به ۲۱ ماه حبس تعلیقی و جریمه مالی محکوم کرد، اما چون محکومیتش کمتر از دو سال بود و سابقه کیفری نداشت، طبق قوانین اسپانیا به زندان نرفت و بازداشت هم نشد.

خداحافظی دردناک لیونلمسی با باشگاهی که برای بیش از بیست سال خانهاش بود.
۱.مارتین بریتویت؛ ناجیای مریخی
در روزهای تیره و تار بارسلونا، مردی همچون اَبَر قهرمانی که از دل کتابهای کمیک بیرون آمده، به دادِ تیم آبی و اناری رسید. او شنل نداشت و از چشمهایش لیزر خارج نمیشد. او همچون سوپرمن جثهای بزرگ و چهرهای بینقص نداشت -حتی میشود گفت کَریهُالمَنظَر هم بود- اما گویی از سیارهی دیگری میآمد. حضور او آنقدر حیاتی بود که مدیران بارسا برای جذب او مجوز ویژهای از طرف لالیگا دریافت کردند. آری اینچنین بود مارتین بریتوِیت و اگر بیش از این میتوان گفت، پس بیش از این بود مارتین بریتوِیت. در نهایت پس از حدود سه فصل، مثل قهرمانی که وظیفهی خود را به ثمر رسانده، سوپرهیرویی که بشریت را نجات داده، همچون بتمن در انتهای فیلم شوالیهتاریکیبرمیخیزد، تیم را ترک گفت تا برای جوانترها مسیری باز شود، زیرا با وجود او، هیچکس نمیتوانست از زیر سایهاش خارج شود.

مارتین بریتوِیت؛ فراتر از یک فوقستاره، یک قهرمان.
سخن پایانی
شاید اگر شماهم ماشینِزمانی در اختیار داشتید، به عقب برمیگشتید و خوانگمپر را ناکار میکردید تا دیگر از این غلطها نکند، با این وجود نباید انکار کرد که بارسلونا، با پیراهن آبی و اناریاش، تاریخ شکوهمند و افتخارآمیزی دارد. و درنهایت نسلها میگذرند، هواداران پیر میشوند، بازیکنان و مربیان و مدیران تغییر میکنند و این، بارسلونا است که میماند.

وارن بافت، درحالِ بافت.
