لیونل مسی، پسر خوب فیفا چگونه بر جام جهانی سلطنت می‌کند؟!

نویسنده:

,

مطالعه

7 دقیقه

لیونل مسی، پسر خوب فیفا چگونه بر جام جهانی سلطنت می‌کند؟!


همچون یک روز آفتابی در شهر بارسلون، روشن است که رابطه عجیبی بین موفقیت‌های مثال‌زدنیِ تیم‌ملی‌فوتبال‌آرژانتین و سیاست‌های فیفا وجود دارد. به عنوان مثال وقتی لیونل مسی در جام‌جهانی ۲۰۲۲ قطر، هنگام بازی با هلند بوسیله‌ی دست خود جلوی یک حمله‌ی موثر را می‌گیرد، کارت‌قرمز دریافت نمی‌کند. نقل شده که بعد از بازی، مسی به نزد داور می‌رود و می‌گوید:”خسته نباشید، خیلی خوب داوریدید” و داور نیز در پاسخ می‌گوید:”دست شماهم درد نکنه، بازی خوبی بود”.

یکی از دکتران مملکت به بیرون‌جعبه اینطور می‌گوید:

بنظرم تو سطح جام جهانی بعیده. چون اینو همه دنیا میبینن. اگه فسادی چیزی از توش در بیاد رسما فاجعه جهانی میشه. تبانی و رشوه و اینا بنظرم هست ولی تو سطوح پایینتر مثلا لیگ ایران و لیگ ترکیه و اینا.

او در ادامه گفت:

یچیزم هست اونم اینکه فکر کنم حقوق داورا خیلی دقیق چک میشه.
تو قضیه نگریرا بنظرم بارسا بی گناهه ولی خب یه پول یه ذره مشکوک ببین چه سر وصدایی به پا کرده.
تازه اون لیگ اسپانیاس اینکه جام جهانیه…

او همچنین اذعان داشت:

به نظرم فیفا ریسک نمیکنه به داورا بگه مثلاً طرف فلان تیمو بگیرین.
اگه یکیشون بعدا خواست افشاگری کنه، پدرشون در میاد.

سخنان دکتر کاملاً منطقی‌ست، اما با این وجود، فیفا چگونه بطور غیر مستقیم قضاوت داوران را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟ ما اینجاییم تا به این سوال پاسخ دهیم.

شرطی سازی داوران

در جام‌جهانی‌های اخیر، فیفا با هدف افزایش دقت داوری از فناوری‌های متعددی استفاده کرده است؛ از دوربین‌های فوق‌سریع و سیستم کمک‌داور ویدیویی (VAR) گرفته تا فناوری تشخیص عبور توپ از خط دروازه و دست‌بندهای مخصوصی که با لرزش، عبور کامل توپ از خط را به داور اطلاع می‌دهند. در ظاهر، همه این ابزارها برای کاهش اشتباهات انسانی و برقراری عدالت در فوتبال طراحی شده‌اند.

اما این سکه، روی دیگری هم دارد. هرچه وابستگی داوران به تجهیزات الکترونیکی بیشتر شود، امکان سوءاستفاده از همین ابزارها نیز افزایش می‌یابد. برای مثال، اگر فرض کنیم فرد یا نهادی بتواند عملکرد این تجهیزات را دستکاری کند، دیگر نیازی به تغییر مستقیم تصمیم داور نخواهد بود؛ بلکه می‌توان از روش‌های غیرمستقیم برای تأثیرگذاری بر ذهن او استفاده کرد.

تصور کنید هر بار که بازیکنان آرژانتین مرتکب خطا می‌شوند، حتی خطاهای جزئی، دست‌بند داور لرزش یا شوک بسیار خفیفی ایجاد کند؛ در حالی که این اتفاق برای خطاهای تیم مقابل رخ ندهد. اگر چنین محرکی بارها و بارها در طول مسابقات یا حتی تورنمنت‌های مختلف تکرار شود، ممکن است ذهن داور به‌صورت ناخودآگاه میان سوت زدن علیه آرژانتین و آن حس ناخوشایند ارتباط برقرار کند. در نتیجه، بدون آنکه خود داور متوجه باشد، احتمال دارد در صحنه‌های مختلف تمایل کمتری به اعلام خطا علیه آن تیم پیدا کند.

همین مثال نشان می‌دهد که هرچه فناوری نقش پررنگ‌تری در قضاوت‌های ورزشی پیدا کند، موضوع امنیت سایبری، شفافیت عملکرد تجهیزات و امکان نظارت مستقل بر آنها نیز اهمیت بیشتری خواهد یافت. اعتماد به فناوری تنها زمانی معنا دارد که اطمینان حاصل شود این فناوری نه‌تنها دقیق، بلکه در برابر هرگونه دستکاری یا سوءاستفاده نیز ایمن است.

توپ را مستقیم کنترل کنید

از جام‌جهانی ۲۰۲۲ قطر، یعنی همان روزی که لیونل مسی بالاخره اولین جام جهانی‌اش را بالای سر برد، فیفا اعلام کرد که داخل توپ‌ها حسگرهایی قرار داده تا دقت تصمیمات داوری افزایش پیدا کند. اما این فقط روایت رسمی ماجراست.

واقعیت این است که این حسگرها می‌توانند با جابه‌جا کردن وزن توپ در جهات مختلف، مسیر حرکت آن را تغییر دهند. به بیان ساده‌تر، جیانی اینفانتینو رسماً کنترلر بازی را به دست می‌گیرد، انگار که پشت پلی‌استیشن نشسته باشد، توپ را هدایت می‌کند و برای آرژانتین موقعیت گل می‌سازد.

البته در بازی با کیپ‌ورد و همچنین مقابل انگلیس، تا دقایق پایانی خود اینفانتینو پشت کنترل بود و چون چندان فیفاباز قابلی نیست، آرژانتین در آستانه شکست قرار گرفت. اما در نهایت کنترلر را به یک فیفاباز حرفه‌ای سپرد و ناگهان همه‌چیز تغییر کرد؛ آرژانتین برگشت و نتیجه را به سود خودش تمام کرد.

شاید بپرسید اگر قرار بود آخرش کنترلر را به یک حرفه‌ای بدهد، چرا از همان ابتدا این کار را نکرد؟ پاسخ کاملاً روشن است؛ او دوست داشت با دستان خودش دوستِ کوشولوی عزیزش را قهرمان جهان کند.

شواهد این پرونده به همین‌جا ختم نمی‌شود. در دیدار نروژ و انگلیس، توپ به شکل کاملاً «اتفاقی» تغییر مسیر داد، دقیقاً جلوی پای بلینگهام قرار گرفت و گل به ثمر رسید. نروژی‌ها ادعا کردند که توپ به تجهیزات فیلمبرداری برخورد کرده و تغییر مسیر داده، البته که فیفا تکذیب کرد و صد البته که اینجا هم پای حسگرها در میان است.

اینجا شاید سؤال دیگری مطرح شود: پیروزی انگلستان، چه سودی بحال آرژانتین و مسی دارد؟ پاسخ آن از بوییدن یک گل هم ساده‌تر است. نروژ تیمی بسیار محبوب است و هر بی‌عدالتی آشکاری علیه آن می‌توانست موجی از خشم جهانی به راه بیندازد. اما انگلیس… خب، بیایید صادق باشیم؛ برد و باختش برای کسی آن‌قدرها مهم نبود.

قرار دادن داوران لای منگنه

دقیقاً از همان هنگامیکه لیونل اسکالونی، پس از بازگشت دراماتیک و تاریخی تیمش مقابل فرانسه حتی یک لبخند نزد، فهمیدم که بیش از آنکه با یک نابغه در تاکتیک‌ها و استراتژی‌ها طرف باشیم، مردی را پیش چشم خود داریم که به انواع و اقسام فوت و فن‌های روانشناسی‌سیاه تسلط دارد. او کتاب «۴۸ قانون قدرت» را مطلعه نکرده، بلکه یک‌عدد کتابِ «۴۷۸۵۹۶۳۴۳۵۷۳۴۴۵۷۴۶۷۴۶۸۵۷۹۷۴۷۳۵۷۴۴۷۴۶۷ قانون قدرت»ِ متحرک است. او «یوهان‌لیبرت‌»ی است که مستقیم از دل انیمه‌ی «مانستر» بیرون آمده تا به حکومت _بخوانید نابودی_ فوتبال دست پیدا کند.

آیا اینفانتینو نیز همه‌ی این مدت صرفاً یک قربانی بوده؟ ملعبه‌ای در دستان قدرتی بزرگتر؟ آیا او، پروفسور «کوییرل»ی است که توسط ولدمورت زمانه، لیونل اسکالونی، بالاجبار به خدمت و بردگی گرفته شده؟ نمی‌دانیم؛ این ماجرا همچون صندوقچه‌ی‌اسرار عظیمی‌ست که دربرابرش کلیدِ دانسته‌های ما ناتوان در بازگشایی است.

اسکالونی در جلسات تمرین، بیش از آنکه به بازیکنان یاد بدهد چگونه بهتر فوتبال بازی کنند، آنها را برای بازی روانی با داور و حریفان آماده می‌کند. گفته می‌شود زمانی که لیونل مسی برای خطایی مرگبار _ که در شرایط خارج از بازی اورا برای «اقدام به قتل عمد» روانه زندان می‌کرد _ با سوت داور متوقف شد، رومرو، مدافع آرژانتینی به سوی داور رفت و گفت:«هرکی کارت بده کـ#&$ـه»؛ در نهایت داور تسلیم این بازی روانی شد و پسرخوب‌فیفا را حتی با کارت زرد نیز جریمه نکرد.

یا زمانی که خواب دیدم مسی با انگشت اشاره به پشت‌سر داور اشاره کرد و گفت:«عهههههههه، تیلور سوییفتههههههه»، لیونل اسکالونی در تحقیقاتش قبلِ بازی، پی برده بود که داور «سوییفتی»ست. لیونل مسی از حواس‌پرتی داور استفاده کرد و هنگامیکه برگشت تا پشت‌سرش را نگاه کند، توپ را با خطا از بازیکن حریف بازپس گرفت.

تنها حقیقت ارزش دارد

فکر نکنید که داستان مسی و فیفا به همینجا ختم می‌شود، نه؛ داستان‌های بسیاری از جمله منعکس کردن نور توسط اینفانتینو بوسیله‌ی کله‌‌ی کچلش در چشم حریفان یا احضار روح مارادونای ۱۹۸۶ در زمین، همچون گرد و خاک در هوا چرخ می‌خورد. اما ما مصمم هستیم که وَقَعی به شایعات نگذاریم و تنها آن دسته از اخبار و روایت‌هایی را به سمع و نظر شما برسانیم که از صحت و سقم آن‌ها، صددرصد و به‌طور کامل، اطمینان حاصل کرده‌ایم.

سخن پایانی

در این مقاله کوشیدیم با تکیه بر اسناد، مدارک، شواهد و خواب‌های بعد از ظهر، پرده از یکی از بزرگ‌ترین رازهای تاریخ فوتبال برداریم.

دیدیم که چگونه داوران می‌توانند با فناوری‌های نوین شرطی شوند، توپ‌ها قابلیت هدایت از راه دور داشته باشند، جیانی اینفانتینو در نقش یک فیفاباز در دنیای واقعی ظاهر شود و لیونل اسکالونی با بهره‌گیری از پیشرفته‌ترین تکنیک‌های روان‌شناسی سیاه، ذهن داوران را تسخیر کند. اگر فردا فیفا اعلام کرد که از جام جهانی بعدی توپ‌ها به هوش مصنوعی، اینترنت ماهواره‌ای، پردازنده کوانتومی و سیستم‌عامل ویندوز مجهز خواهند شد، تعجب نکنید.

یک پیشنهاد

در پایان اگر پس از خواندن این مقاله حس می‌کنید که تمام این مدت شما را فریب داده‌اند و از این پس نمی‌توانید از «یک دروغ بزرگ» به اسم فوتبال لذت ببرید، همین حالا لیوانی چای برای خود و عزیزانتان بریزید و در کنار آنها شروع به نوشیدن و گپ زدن کنید، زیرا برخلاف نتایج فوتبال، این تنها چیزی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را مهندسی کند.

اشتراک در
اطلاع از
1 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی